تاریخ بروز رسانیسه شنبه ۰۹ شهريور ۱۳۸۹  



جستجوي پيشرفته

تحلیل هنری داستان کوتاه" تحلیلی بر هنر داستان نویسی از سوی انتشارات هيلا منتشر شد.: خبرگزاري سينماي ايران

"با نوشته كشتن" را انتشارات ققنوس به زودي به بازار كتاب مي فرستد: خبرگزاري سينماي ايران

نقد و بررسي كتاب "توپ بازي" در فرهنگسراي انقلاب: ققنوس

آخرين پيشنهاد مجيد قيصري بنا به نوشته شرق: "فرار كن خرگوش" جان آپدايك با ترجمه سهيل سمي، انتشارات ققنوس

"پري فراموشي" و "موناليزاي منتشر" در ميان رمان هاي برگزيده مهرگان جاي گرفتند و از "مجموعه داستان"هجوم آفتاب" تقدير شد:ايسنا

رمان "خواب هاي گمشده" و مجموعه "آن جا كه پنچرگيري ها تمام مي شنود" رمان و مجموعه برتر در "جشنواره ادبي اصفهان": ايلنا

"موناليزاي منتشر"  رمان تقدير شده جشنواره واو:ايسنا

«آب سوخته» و یک رمان با چهار روایت: برای نخستین بار کتابی از فوئنتس از زبان اسپانیایی ترجمه شد و انتشارات ققنوس به زودي آن را منتشر مي كند: ايبنا

ناتاشا اميري رمان «از چيزي كه هستي، بترس» را نوشت: ايبنا

:سیاوش جمادی «تفکر» هایدگر را می‌شناسانددر كتابي جديد از فيلسوف آلماني كه به زودي از سوي انتشارات ققنوس منتشر مي شود: ايبنا

و اخباري ديگر ...

 

 

نقدها


نحوست موروثي: نقد تهران امروز بر "موناليزاي منتشر"

تقدم فضل علوم انساني: درباره كتاب مقدمه اي بر علوم انساني

نگاهي به رمان «هرگز رهايم مکن»: روزنامه خراسان

شيطنت‌هاي ذاتي يك فيلسوف كوچك: نگاهي به داستان بلند«مانوليتو»: تهران امروز

نظرگاهي براي سينماي معناگرا: پیرامون کتاب «شریدر به روایت شریدر»:تهران امروز

دنياي آدم‌هاي خوب و ادبيّات پروگرسي...:به بهانة چاپ ديگر بار «شاهزادة جادو شده»: فارسي

آنچه نيست انگار از اول نبوده است: درباره «آنجا كه پنچرگيري‌ها تمام مي‌شوند: تهران امروز

گورستان آدم ها: نقد "واو بلاگ" بر "آدم ها در پايان راه"

به همه چيز لبخند بزن!: نقدي بر "روزگار سپرسي شده خانم گاردني": ماهنامه الف

باهم‌بودن، چه‌وقت و چه‌گونه؟

بيرون جهيدن از صف مردگان: گفت‌وگو با شاهرخ تندروصالح درباره رمان «ما يك سر و گردن از تفنگها بلندتريم»: مجله الف

خيلي دور خيلي نزديك: نگاهي به جنگل پنير

شوخي سرمان نمي‌شود: گفتگو با فرشته احمدي در بارة رمان جنگل پنير: شرق

در نگاه به هستی: نقدي بر "من زني انگليسي بوده ام":

نقد شهرنوش پارسي پور بر «من زنی انگلیسی بوده‌ام»: راديو زمانه

و نقدهايي ديگر...

 

پیوندها

خبرگزاري ايسنا

--------------------------

بخش كتاب خبرگزاري فارس

--------------------------

خبرگزاري كتاب ايران

--------------------------

خانه داستان

--------------------------

خانه كتاب

--------------------------

خبرگزاري مهر

--------------------------

RSS

سیستم پرداخت الکترونیکی بانک سامان


 همه چيز از همين جا شروع مي شود: نقدي بر "زني با چكه ساقه بلند سبز" مجموعه داستان تقدير شده روز و روزگاري




سجاد صاحبان زند
 

سادگي روايت و انتخاب موضوع هاي متنوع و فراگير يکي از نکات مثبت و غيرقابل چشم پوشي در کتاب «زني با چکمه ساق بلند سبز» نوشته مرتضي کربلايي لو است. او در اين مجموعه داستانش، بيش از آنکه دغدغه فرم يا استفاده خلاقه از زبان و فرم هاي روايي داشته باشد، به موضوع کارش مي انديشد و تلاش دارد با کمترين کلمات، آنچه را که مي خواهد به خواننده منتقل کند. اين کوشش نويسنده، به خلق داستان هايي مي انجامد که کمتر خواننده يي بعد از خواندن کتاب، حس تلف شدن وقت داشته باشد. کربلايي لو در داستان اولش سراغ جنگ مي رود، موضوعي که هر ايراني آن را به خوبي لمس کرده است و مي خواهد بيشتر از آن بداند. نويسنده از زاويه ديد يک دختر نوجوان به مساله نگاه مي کند. قرار بر اين شده که بچه هاي يک مدرسه دخترانه، به رزمندگان نامه بنويسند. بيشتر نامه ها چنانچه مي توان حدس زد، به هم شبيه مي شوند. اما ميان اين همه نامه، يکي با بقيه فرق مي کند و همين نامه است که با نامه رزمنده يي پاسخ داده مي شود و سبب مي شود قصه شکل بگيرد.
در قصه اول مجموعه که اتفاقاً اسم کتاب نيز بر پايه آن انتخاب شده، به نوعي شاهد تکنيک قصه در قصه ايم. راوي اين داستان، يکي از ايرانياني است که چندسالي در اروپا زندگي کرده است و در روزنامه ها و مجلات آنجا نوشته است. او در ابتداي اين قصه شرح مي دهد که چرا به ايران آمده و چه جوري شده که با ماجرايي که در صفحات بعدي آمده، روبه رو شده است. اما از تکنيک داستان در داستان و در عين حال بيان چگونگي روايت در هنگام شکل گيري آن، تنها در همان صفحات اول حضور دارد و به بيان داستان کمک مي کند. بيان چگونگي روايت در هنگام شکل گيري داستان، در نهايت به اين مي انجامد که نويسنده به اشاره و بيان چند نکته بپردازد که شايد چندان نيز بکر نيستند. اما بيان اين نکته ها از سوي کسي که سال ها ايران نبوده و از طرفي ياد گرفته که سرد و بي روح به همه چيز نگاه کند، شايد توجيه خوبي براي بيانشان باشد. در ادامه داستان، روايت خطي جلو مي رود استفاده چنداني از اين فرم روايي نمي شود. نويسنده چندان غرق در داستاني که مي نويسد مي شود که فراموش مي کند در حال بيان داستان در داستان است و هر چند گاهگاهي روايي با چند جمله خودنمايي مي کند، اما از اين فرم استفاده چنداني نمي شود. اما نمي توان اين نکته را ناديده گرفت که روايت خطي اما جذاب نويسنده کمتر اجازه مي دهد شما به فرم روايي اول داستان فکر کني و انتظار ادامه اش را داشته باشي.
در ديگر داستان ها نيز توجه به اين ساختار روايي ساده و توجه بيشتر به موضوع روايت به چشم مي خورد اينکه نويسنده يي بخواهد با ساده نويسي و انتخاب موضوعاتي جذاب، خواننده را با خود همراه کند، به هيچ وجه بد نيست و شايد بتوان آن را از نکات مثبت اين مجموعه داستان دانست، اما اين که نويسنده بخواهد تمام داستان ها و روايت هايش را با يک فرم روايي تعريف کند، چندان درست به نظر نمي رسد. به طور مثال براي پيچيدگي شخصيت و همچنين بيان ارتباط بين دو طلبه، نمي توان از همان ساختار روايي دو جواني بهره برد که براي خواهرشان خواستگار آمده و براي تحقيق رفته اند. يا بيان شک يک سالک به مرادش نمي تواند آنگونه روايت شود که روايت سه نفري که به گذشته و سينما با نگاهي نوستالژيک نگاه مي کنند.
يکي از جالب ترين بخش هاي «زني با چکمه ساق بلند سبز» موضوعاتي است که نويسنده برمي گزيند، سوژه هايي که جاي کار بسياري دارند و بسيار هم خواندني اند.

ويژه نمايشگاه كتاب اعتماد - 18/2/86


 

Google

ویرایش اطلاعات کاربر

دوستان ققنوس

عضویت در خبرنامه

ارسال خبرنامه با SMS

فهرست موضوعی

زبان و ادبيات

هنرهاي نمايشی

آموزش‌زبان‌و‌واژه‌نامه‌ها

ادبيات جهان

داستان ايرانی

تاريخ

فلسفه و عرفان

علوم تربيتی

روانشناسی

علوم خالص

علوم اجتماعی

حقوق

بهداشت و تغذيه

درمان طبيعي

دانش پزشكی عمومی

کودک و نوجوان

دين

تمدن های گمشده

كتابهای ناياب

 

مجموعه ها

مجموعه تاريخ جهان

مجموعه ملل امروز

مجموعه به دنبال

 

خدمات فروش

فروش شهرستان
نمايشگاه و فروشگاه
مركز پخش

پخش در اروپا


برگزیده ققنوس

دیگر پیوندها
كتابخانه ديجيتال
 

 ۱۳۸۳© انتشارات ققنوس
كليه حقوق براي
انتشارات ققنوس محفوظ است.
طراحي سايت:
ارتباط قرينه