توي دنياي امروز، بين اين همه سرگرداني هايي که ما را محاصره کرده خواندن يک کتاب خوب حس خوبي به ما خواهد داد. چون همه ما به دليل مشغله هايي که داريم نمي توانيم زياد سفر کنيم تا آدمهاي مختلفي را ببينيم اما با خواندن يک کتاب، تجربه زندگي خيلي ازاين آدمها را مي توانيم توي همين ورقه هاي کاغذ ببينيم. تصميم گرفتيم يک ستون معرفي کتاب- با گرايش شعر و داستان- راه بيندازيم تا به بهانه اش به هم قول بدهيم بيشتر کتاب بخوانيم و بيشتر با کتاب، دوست باشيم. من هم به شما قول مي دهم کتابهاي خوبي را برايتان معرفي کنم. پس هر هفته با ستون «من تو کتاب» همراه باشيد.
***
اولين مطلب اين ستون را با معرفي رماني از «فريد قدمي»، يک نويسنده جوان شروع مي کنيم.
حتماً تا به حال سريالهاي زيادي را ديده ايد که آقاي کارگردان، ماجرا و اتفاقهاي ساکنان يک آپارتمان را براي مخاطبانش به تصوير کشيده است. فريد قدمي هم در رمان 94 صفحه اي «مايا يا قصه آپارتماني در خيابان کريم خان» همين کار را کرده. او در چند فصل، داستان چند خانواده ايراني را با زبان طنز و البته بسيار جذاب و خواندني براي مخاطبان کتاب خوان تعريف کرده است.
فريد قدمي با نوعي طنز سياه و در عين حال شادي آور و بازي گونه، توانسته در رماني جمع و جور و بدون دراز نويسي هاي رايج، چنان از ذهن و زندگي طبقه متوسط شهري ايران پرده برداري کند که آدم حيران مي ماند. به نظرم بايد اين اثر را اتفاق قابل توجهي در رمان نويسي اين روزها دانست.
***
اما داستان اين رمان چيست؟
حميد رضايي، فوتباليستي خانه نشين در آپارتمان خود کشته شده است. داستان با خبر اين مرگ آغاز مي شود و با ادامه قصه در رابطه با همين قتل، موضوعهاي ديگري در رمان مطرح مي شود مثل روابط پنهاني دختر صاحبخانه و فوتباليست مقتول پيش از وقوع اين حادثه، اجراي مراسمي ترسناک در واحد خالي طبقه دوم آپارتمان و قتل يکي ديگر از ساکنان آپارتمان. در طول ده فصل رمان، گره داستاني رويدادها باز و تا پايان روايت، هويت راوي مشخص مي شود.در کتاب «مايا يا قصه آپارتماني در خيابان کريم خان» قصه زندگي آدمهاي زيادي را مي توانيد ببينيد؛ پيرمرد روانکاو، زن آرايشگر، رياضيدان فيلسوف، معلم بازنشسته و...
***
اما اگر مثلاً 50 سال بگذرد و کسي از زمان آينده بخواهد زندگي آدمهاي دهه 80 را از روي کتابهاي داستاني بشناسد مي تواند به کتاب «مايا....» مراجعه کند. چون در اين کتاب زندگي روزمره و دغدغه هاي آدمهاي دهه 80 به خوبي انعکاس داده شده است. مثلاً در 50 سال بعد هر کس اين کتاب را بخواند خواهد فهميد براي آدمهاي اين روزگار فوتبال به اندازه نان شب، عشق و حتي نفرت در زندگي شان اهميت داشته است. فوتبال به عنوان عنصر لاينفک زندگي بعضي از ما در اين کتاب نشان داده شده است. حتي اسم بعضي از آدمها هم که دوستشان داريم در اين رمان ديده مي شود؛ رضا عطاران، مهران مديري و ...
اگرچه شخصيتها، فضاها و موقعيتها، کاريکاتورگونه خلق شده اند اما من مطمئنم اگر در سالهاي آينده کسي اين کتاب را بخواند حتماً از ما خواهد ترسيد چون نويسنده از بعضي از بي رحميهاي ما پرده برداري کرده است که اين مسأله شايد به ضرر نسل ما تمام شود!
***
قسمتي از کتاب:
«اون واحد طبقه دوم رو مي گين؟ به نظر من آپارتمان مث زمين فوتبال مي مونه. نه اين آپارتمان فقط ها. همه آپارتمانها. زندگي تو آپارتمان مث بازي تو يه زمين فوتبال عموديه. ساکنان آپارتمان مث بازيکن هان و همسايه ها هم مث کمک داوران. حتماً مي پرسين پس داور کيه؟ هان؟ ما اين جا داور نداريم . فقط کمک داوران. اونا فقط نظر مي دن. اين جوري بهتره خيلي. نه؟ داورا هميشه تو بازي مزاحم بازيکنان. جلو دست و پاشونن.من خودم خيلي ديدم که توپ مي خوره به داور و مي افته دست حريف. عادلانه نيست ديگه. هان؟ من که مي گم اين جوري بهتره. اين مأموراي فضول برق و گاز هم که مي آن، مث ناظراي فدراسيونن ديگه. هان؟ من که اين جوري فکر مي کنم. داشتم چي مي گفتم اصلاً. آهان يادم اومد. مي خواستم بگم زمين فوتبال هم بايد رختکن داشته باشه ديگه. اين واحد خالي هم مث رختکن مي مونه واسه آپارتمان....»
***
فريد قدمي، مترجم، روزنامه نگار و داستان نويس جواني است. که شم روزنامه نگاري و نثر روزنامه نويسي اش در کتاب ديده مي شود. البته او بر خلاف بسياري از روزنامه نگاران استفاده خوبي از ژورناليسم بودنش کرده است. کتاب را بخوانيد تا خودتان متوجه شويد.اين کتاب 2000 تومان قيمت دارد و نشر ققنوس آن را منتشر کرده است.