رويا شاپوريان كه از داستاننويسان نسل سوم ادبيات معاصر ايران است و كار خود را با چاپ داستانهاي كوتاه در مجلات شروع كرده و در سالهاي اخير داستانهاي متعددي از وي در مجموعههاي مشترك داستان كوتاه كه به معرفي نويسندگان جوان ميپردازند به چاپ رسيده اينك با چاپ مجموعه داستان «مثل صورت سميرا» در 127 صفحه و قطع رقعي توسط انتشارات ققنوس بار ديگر چيرهدستي خود را به نمايش گذاشته است. در اين مجموعه 19 داستان كوتاه به چشم ميخورد كه هر يك به نوعي راوي زندگي آدمهاي قشر متوسط جامعه و بندبند دردهاي آنهاست و بيان موجز و گاه طنزآميز نويسنده خواننده را ياري ميكند تا براي رفع خستگي روزانه لحظهاي را با كلمات سر كند و لبخندي از سر شوِ يا از فرط بيباوري نثار برگهاي كاغذ كند. «گويي از خواب هزار ساله برخاستهام اينك، كه سكههايم به نرخ رايج روزگار نميخورد و حرفهايم در ته يك صندوقچه چوبين انتظار نوري را ميكشند تا به چشم مردمان آيند. «هزار قصه درونم جاريست و قهرمان همه آنها گمنام.» از داستان «يك چشم سياه، يك ستاره روشن