كاشفان اسپانيايى در قرن شانزدهم قسمت عمده كشور مكزيك امروزى و بخششمالى آمريكاى مركزى را به تصرف درآوردند و پس از آن شروع به جستجوىثروتهايى كردند كه انتظار داشتند در دنياى جديد بيابند. در قرنِ هجدهم هنگامى كهمنابع و ثروتهاى آشكار به پايان رسيد، فكرشان متوجّه گنجينههاى پنهانى شد. آياامكان داشت جنگلهاى آمريكاى مركزى گنجهاى باستانى طلا را در خود پنهان كردهباشند؟
يكى از افسران ارتش اسپانيا به نام سروان آنتونيو دِل ريو در سال 1786 از سوى دولتمأموريت يافت براى پيدا كردن گنج به خرابههاى شهر پالنكه برود، شهرى باستانى درناحيهاى كه امروزه در جنوب مكزيك قرار دارد و ايالت چياپاس ناميده مىشود. در آنسرزمين، اين افسر به اتفاق هفتاد و نه كارگر سرخپوست، با استفاده از كلنگ شروعكردند به خرد كردن و كاويدن معبدهاى سنگى و ساير ساختمانهاى باستانى فرسوده،و آنقدر اين كار را ادامه دادند تا افسر ياد شده سرانجام گزارشى به شرح زير در اينزمينه تنظيم كرد: «در اينجا بالاخره نه پنجرهاى ماند نه دَرى، نه ديوارى، نه دالانى، نهاتاقى، نه سالنى، نه بُرجى، نه راهرو زيرزمينى كه ما آن را خراب نكرده و به عمق دو تاسه يارد حدود 5/3 متر درونش حفارى نكرده باشيم، زيرا اين كار هدف مأموريت منبود