کم تر کسي در مورد جايگاه والاي فرويد در ميان انديشمندان بزرگ و مدرن غربي شک دارد. رابطه آراي وي با فلسفه هنوز به طور کامل آشکار نگشته است. ريجارد بوتبي در "فرويد در مقام فيلسوف" آراي فرويد و لاکان را از نظرگاه هايدگر و مرلو-پوتبي و ديگر فيلسوفان مدرن قرائت ميکند و جايگاه فلسفي فراروانشناسي فرويدي را احيا ميکند. بوتني نطريه فرويد را مورد ارزيابي مجدد قرار ميدهد و ثابت مي کند که تاثير شگرف کار او بر فلسفه به واسطه تفاسير نادرست آن تاکنون به ناحق مسکوت مانده است.