گروه انتشاراتی ققنوس

رساله‌ای درباره دنائت ذاتی بشر - نگاهی بر کتاب "هنرهمیشه بر حق بودن" - روزنامه کارگزاران

نویسنده:
تاریخ: 2/خرداد/1385

کارگزاران-شماره 22

شوپنهاور  در این رساله که پس از مرگش منتشر شد به طرز کاملاً ماکیاوللیستی با سوفسطائیان هم‌رأی است و تأکید می‌کند که برای رسیدن به مقصود، فقط تسلط بر زبان و مهارت در بازی با کلمات کافی است و بنا به همین موضوع سعی می‌کند که هنگام مباحثه حریف را اغفال و سردرگم کند. وی بر این باور است که در بسیاری از موارد نیز باید فرد مقابل را به وسیله استعاره‌ها و لطایف و پارادوکس‌ها تحت تأثیر قرار داد نه با بیان حقایق. هسته اصلی رویکرد شوپنهاور در رساله حاضر مانند فلسفه سوفسطاییان اعتقاد به قدرت سخنوری و زبان است. ما در این کتاب با چند راه و مثال‌هایی برای کاربردی‌تر کردن شیوه جدل بدون استدلال مواجه هستیم اما یک  سؤال عمده در مورد این کتاب وجود دارد و آن اینکه  انگیزه شوپنهاور برای نگارش چنین  کتابی چه بوده؟ آیا نگارش چنین کتابی در عصر راسیونالیسم که تمام مسائل خارج از حوزه خرد آدمی ابتدا مورد تشکیک و سپس یکسره مردود اعلام می‌شوند تعریضی بر خرد منطق مدار نیست؟
البته ای سی گریلینگ درمقدمه و مؤخره کتاب عقیده دیگری دارد: «وقتی شوپنهاور به هنر همیشه بر حق بودن رجوع می‌کرد آن را سندی طنزآلود و طعنه‌آمیز می‌شمرد، هشداری به وسیله مثال، نه سرمشقی اخلاقی. بی‌پردگی محض و نمایان برخی از ترفندهایی که توصیف می‌کند حاکی از آن است که هنگام نگارش این جستار اغلب در پی طعنه و ریشخند بوده است».
به هر تقدیر باید ترجمه و انتشار این کتاب 136 صفحه‌ای را که چهره دیگری از شوپنهاور به نمایش می‌گذارد را به فال نیک گرفت که حداقل به واسطه آن یک اثر فلسفی نه چندان کلاسیک اما خواندنی و بخصوص کاربردی جای خود را  حتی در میان کتاب‌خوان‌هایی غیرحرفه‌ای باز خواهد کرد. این کتاب با مقدمه و مؤخره‌ای از ای سی گریلینگ همراه است که درراهیابی به جهان متن کمک می‌کند. گریلینگ می‌نویسد: «آیا مقصود شوپنهاور از نگارش جستار «هنر همیشه بر حق بودن» تمرینی از جنس کنایه بود؟ این جستار توصیه‌های  عملی نیشداری  درباره چگونگی غلبه بر خصم در مجادله بیان می‌کند، توصیه‌هایی که بی‌هیچ عذر و بهانه‌ای ماکیاولیایی هستند». به قول شوپنهاور جدل مناقشه‌آمیز عبادت است از «هنر مباحثه به گونه‌ای که شخص، فازغ از درستی یا نادرستی موضعش، از آن عقب‌نشینی نکند.» و چنانکه پیش‌تر عنوان شد شوپنهاور در این رساله عمداً  و اگر نه به قصد تعریض،‌ ولی به صورتی تحریک‌آمیز از سوفسطاییان یونان باستان تقلید می‌کند. همانطور که می‌دانیم، سقراط و افلاطون نسبت به سوفسطاییان دیدگاهی منفی داشتند و آنها را افرادی می‌دانستند که درقبال دریافت اجرت و بی‌توجه به حقیقت و عدالت، به دیگران می‌آموختند چگونه  هر ناراستی را راست و هر راستی را ناراست جلوه دهند.»

 

 

اطلاعات این کتاب

نام کتاب: هنر همیشه بر حق بودن
نویسنده: آرتور شوپنهاور
مجموعه:
قیمت: 70000 ريال
شابک: 978-964-311-635-4
سال چاپ: 1391
نوبت چاپ: 6
نوع جلد: شو میز
قطع کتاب: رقعی
تعداد صفحات: 136
وزن کتاب: 0
توضیحات کتاب:سقراط و افلاطون نسبت به سوفسطائیان دیدگاهی منفی داشتند و آنها را افرادی می‌دانستند که در قبال دریافت اجرت و بی‌توجه به حقیقت و عدالت به دیگران می‌آموختند چگونه هر ناراستی را راست و هر راستی را ناراست جلوه دهند. بنابراین آنها از سفسطه به این معنا نفرت داشتند. چرا که خواهان دستیابی به خیر و حقیقت بودند. آیا مقصود آرتور شوپنهاور از نگارش کتاب «هنر همیشه بر حق بودن» تمرینی در باب تعریض بوده؟ این جستار توصیه‌های عملی نیشداری دربارة چگونگی غلبه بر خصم در مجادله بیان می‌کند، توصیه‌هایی که بی‌هیچ عذر و بهانه‌ای ماکیاولیایی هستند.

کتاب های مرتبط با این کتاب