گروه انتشاراتی ققنوس

عدالت به مثابه انصاف

نویسنده:
تاریخ: 10/آبان/1383

روزنامه اسرار

اشاره: بحث عدالت و مولفه‌های آن از دیرباز مورد توجه جامعه‌شناسان و فلاسفه بوده و به علت کلی بودن مفهوم، تاویل‌های فراوانی را نیز پذیرفته است. عدالت چیست؟ چه مولفه‌هایی دارد؟ و اساساً رویکردهای موجود در این حوزه بر چه مبنایی قرار دارند؟
این‌ها سوالاتی است که عموماً با طرح مبحث عدالت گاه چهره تهدیدآمیز خود را نشان می‌دهند. سقراط یکی از اولین کسانی بود که با طرح مبحثی با این پیش‌فرض که «عدالت منفعت اقویاست» این مفهوم را به چالش گذاشت و جان راولز فیلسوف و نظریه‌پرداز اجتماعی امریکایی بکی از آخرین آنها. او در کتاب، نظریه‌ای درباره عدالت، دلمشغولی کشف اصولی است که باید در هر جامعه‌ای که خواهان عدل است وجود داشته باشد. برای دستیابی به این اصول، وی از تمهید فرضی قرار دادن عاملان (actors) در پس حجاب جهل استفاده می‌کند. اما راولز در جدیدترین کتاب خود تحت عنوان عدالت به مثابه انصاف که در آینده‌ای نه چندان دور توسط انتشارات ققنوس منتشر خواهد شد تلاش می‌کند تا دو هدف را پیگیری کند. 
یکی اصلاح اشتباهات مهم‌تر در نظریه عدالت که موجب شده بود ایده‌های اصلی عدالت به مثابه انصاف، نامی که بر برداشت بیان شده از عدالت در آن کتاب نهاده، نامفهوم و مبهم شود. دلیل این صوت‌بندی مجدد آن است که راولز هنوز به این ایده‌ها باور دارد و تصور می‌کند که می‌توانند مشکلات مهم‌تری را رفع کنند. او سعی دارد نحوه بیان خود را اصلاح کند، تعدادی از اشتباهاتش را تصحیح کند، تجدیدنظرهای سودمندتری به کتاب بیفزاید و به معدودی از اعتراض‌های متداول‌تر پاسخ دهد. همچنین، در بسیاری موارد به استدلال خود شکل تازه‌ای می‌دهد. 
او درباره هدف دوم‌اش می‌گوید: «هدف دیگرم عبارت است از پیوند دادن برداشتی از عدالت که در نظریه مطرح شده و ایده‌های اصلی مندرج در رساله‌هایی که از سال 1974 تا امروز نگاشته‌ام، یعنی می‌خواهم آنها را به یک گزاره واحد تبدیل کنم. خود نظریه حدود ششصد صفحه بود و در صورت اضافه کردن مقاله‌های مربوط‌تر (که حدود ده تا هستند) به رقمی نزدیک به هزار صفحه می‌رسیم. 
به علاوه، این مقاله‌ها کاملاً با یکدیگر سازگار نیستند و ابهامات موجود در بیان ایده‌های گوناگون – برای مثال، ایده اجماع همپوشان – دستیابی به دیدگاهی شفاف و هماهنگ را دشوار می‌کند. این حق خواننده علاقه‌مند است که به او کمک کنم تا دریابد چگونه می‌توان این رساله‌ها و نظریه را با یکدیگر هماهنگ کرد و اینکه این تجدیدنظرها در چه جاهایی صورت گرفته و به چه تفاوتی انجامیده است. من سعی می‌کنم با بیان شرحی از برداشت فعلی‌ام از عدالت به مثابه انصاف، البته برداشتی مبتنی بر تمام دیگر آثارم، به چنین خواننده‌ای کمک کنم. 
کوشیده‌ام که این صورت‌بندی مجدد کم و بیش مستقل باشد. 
برای کسانی که تا حدی با نظریه آشنایی دارند باید بگویم که تغییرات اصلی سه نوع است: اول، تغییر در صورت‌بندی و محتوای دو اصل عدالتی که در عدالت به مثابه انصاف به کار می‌رود؛ دوم، تغییر در سازماندهی استدلال له این دو اصل براساس موقعیت اولیه و سوم، تغییر در نحوه فهم خود عدالت به مثابه انصاف؛ یعنی فهم آن به عنوان برداشتی سیاسی از عدالت و نه قسمتی از یک آموزه اخلاقی جامع. 
در این کتاب عدالت به مثابه انصاف را به عنوان برداشتی سیاسی از عدالت مطرح می‌کنم. ایجاد این تغییر در نحوه فهم عدالت به مثابه انصاف، تغییرات زیاد دیگری را الزامی می‌کند و مستلزم خانواده‌ای از ایده‌های دیگری است که در نظریه وجود ندارد یا حداقل با این معنا یا اهمیت وجود ندارد. علاوه بر طرح ایده برداشت سیاسی از خود عدالت، به ایده اجماع همپوشان درباره آموزه‌های دینی، فلسفی و اخلاقی جامع یا نسبتاً جامع نیاز داریم تا با توجه به واقعیت پلورالیسم و وجود انواع گوناگونی از این آموزه‌ها در لیبرال دموکراسی، برداشت واقع‌گرایانه‌تری از جامعه‌ای نابسامان را صورت‌بندی کنیم. همچنین به ایده‌های مبنای عمومی توجیه و دلیل عمومی و نیز واقعیت‌های عام معین جامعه‌شناسی سیاسی فهم عمومی نیاز داریم که برخی از آنها را چیزی توجیه می‌کند که من آن را بارهای داوری می‌خوانم، این هم ایده‌ای است که در نظریه به کار نرفته است. 
در نگاه اول، شاید عجیب به نظر برسد که فهم عدالت به مثابه انصاف به عنوان برداشتی سیاسی و نه قسمتی از آموزه‌ای جامع، باید نیازمند خانواده‌ای از ایده‌های دیگر باشد. توضیح مطلب این است که اکنون باید همواره بین این برداشت سیاسی و آموزه‌های گوناگون جامع دینی، فلسفی و اخلاقی تمایز بگذاریم. این آموزه‌ها معمولاً ایده‌های خاص خود را درباره دلیل و توجیه دارند، همین طور عدالت به مثابه انصاف نیز به عنوان برداشتی سیاسی ایده‌های خاص خود ا دارد، یعنی ایده‌های دلیل عمومی و مبنای عمومی توجیه. این ایده‌ها را باید طوری تعیین کرد که به درستی سیاسی و بنابراین، متمایز از یاده‌های مشابه آموزه‌های جامع باشد. با توجه به واقعیت پلورالیسم معقول (نامی که من بر این واقعی می‌نهم)، اگر قرار است عدالت به مثابه انصاف (یا هر برداشت سیاسی دیگری) از بخت به دست آوردن حمایت اجماع همپوشان برخوردار باشد، باید به تفاوت دیدگاه‌های مختلف توجه کنیم. 
فعلاً معنای حرف‌های مرا درنخواهید یافت. هدف از این اظهارنظرها دادن سر نخ به افراد آشنا با نظریه است تا از انواع تغییرات مندرج در این بازگویی مختصر آگاه شوند. 
 

 

اطلاعات این کتاب

نام کتاب: عدالت به مثابه انصاف
نویسنده: جان راولز
مجموعه:
قیمت: 180000 ريال
شابک: 978-964-311-540-1
سال چاپ: 1394
نوبت چاپ: 5
نوع جلد: شو میز
قطع کتاب: رقعی
تعداد صفحات: 344
وزن کتاب: 0
توضیحات کتاب:این کتاب حاصل درس های راولز درباره فلسفه سیاسی در دهه 1980است که درنهایت به صورت نوعی بازگویی نظریه (( عدالت به مثابه انصاف))‌درامدند. راولز دراین کتاب خطوط اصلی تفکرش رامرور می کند ونیز برخی مسائل خاص راکه پیش تر درهیچ یک ازآثارش به آن ها نپرداخته بود می کاود. اندیشه های راولز در این کتاب ونیز کتاب پیشین او به نام (( نظریه عدالت)) همچنان قوت ومناسبتشان رابا بحث های کنونی درباره موضوعاتی چون عدالت ولیبرالیسم حفظ کرده اند.

کتاب های مرتبط با این کتاب